گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد می شود
 که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ می شود
دلتنگم.....دلتنگ  کسی که گردش روزگارش به ما که رسید از گردش ایستاد
 دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید
دلتنگ خودم..... خودی که مدتهاست  گم کرده ام ...
 گذشت دیگر آن زمان که فقط یکبار از دنیا می رفتیم
حالا یکبار از شهر می رویم
 یک بار از یاد، یک بار از دل، و یک بار از دست...

/ 1 نظر / 19 بازدید
آزاد

گناه دل نیست غم نبودنت عظیم است و در پیله تنگ این دل نمی گنجد بعد از تو در تمام ایینه هم بیگانه ای خانه کرده بعد از تو اواره کوچه و بازار شدم و هر روز از رهگزران می پرسم من گم شده ام مرا ندیدی ؟