ماه برای مویه های من است
که این همه بی طاقت می تابد.
من دیری ست که دست دنیا را خوانده ام
اما هیچ ردپایی از تو اینجا نیست
نه راه ، نه کوچه، نه کوه، نه کلمات
پس منزل ات کجاست؟
من باز هم به همین بادیه باز خواهم گشت
ایوب را من از مراثی خود تحمل و ترانه آموخته ام
من فقط برای با تو بودن روزی ست، که نمرده ام هنوز.

" سید علی صالحی "

/ 23 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kakero

همان ناشناسي که دلم با او اشنايي ميکرد ...نگذاشت با اين اشنايان که دلم با انها بيگانگي ميکرد بمانم...

خوش به حال باد گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند(پاييزفصل زيبا)[گل][گل][گل][گل]

جنس دوم

چه عجب به روز کردی بالاخره![نیشخند]

ایرج میرزا

با عرض سلام [لبخند] و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه میهمانی خدا[گل]

بهار

سلام مثل همیشه ناب و زیبا بود[گل]

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن... میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری... اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!! اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی .......(پاییزفصل زیبا )[گل][گل][گل][گل]

madela

salam webet khiliiiiiiiiiii khoshgel o motefavete mano ba esm ganjineye kocholo belink va behem khabar bd ba che esmii belinkamettttttt

yasaman

سلام دوسم این ادرس وب جدیدمه...ی سر بزن..منتظرماااااااا

عنقا

بهم سر بزن خوشحال ميشم...وب خوبي داري